تبليغاتX
عشق


فانوس

من وصد ها فانوس

شب به هنگام سکوت

بار را می بندیم

ما مسافر هستیم

عازم شهر طلوع

شهر خورشیدی عشق

همه شب اینگونه،درپی امیدیم

تا که شاید نوری با بشارت آید

آن که روزی گم کرد

من و دنیایم را

عاقبت زد پیوند

با شب و آیینه

من و فردایم را

نوشته شده در ساعت 16 توسط مهدی |